تو اتوبوس براي خودم آواز ميخونم: تن ،‌تن  خطاب به مامان: مامان، اون مهدكودكي كه خاله نوري داشت،‌خاله بيگي داشت،‌خاله سيما داشت،‌تن تن بودا. مامان لحافمو ببر اون مهدكودك من برم اونجا. خيلي دلم براي درسا تنگ شده. بريم خونشون. الان بهش زنگ بزنيم.